وقتی قطار مشهد_تهران
راه می افتد،
از بغل حرم رد میشود ...
گنبد به راحتی دیده میشود....!!
کم تر کسی حواسش میشود این را...
دیشب
این صحنه را بین خواب دیدم...
چسبیده بودم به شیشه ی قطار و
انگشتم را گرفته بودم و داشتم گنبد را نشانش میدادم....
گنبد ؛
بیش از حد معمول بزرگ شده بود...انگار بالای سرمان بود....!!
دقیق که نگاه کردم،
حس کردم این گنبد ،
گنبد امام رضا نیست ....
چیزی است شبیه به گنبد حسین ِ خودم .....
فقط نگاهش کردم....
دور تا دور گلدسته هایش را
چراغانی کرده بودند ......
فقط
نگاهش
کردم ........
و به این فکر کردم که وقتی برگشتم
حتما این خاطره را در آبریزانم ثبت کنم ....
که من
گنبد حسین را دیدم .....!!!!
وقتی عزیز دلت ،
فرصتی می دهد تا دوباره نگاهش کنی
این یعنی باید تمآم توانت را بگذاری و "نفس" بکشی...
هر چند س خ ت ......
+حالا که دارم فکر میکنم؛
چیز های بیشتری از خوابم یادم می آید ....!!!
و من دیشب ،
فقط
نگآهش کردم......
برچسب:
نویسنده: آروین زارعیپور