به نام نامى سر.....بسمه تعالى سر . . .
-
تاریخ: 1403/4/19 ساعت: 22:01
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
۱ !
-
تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 0:13
گوشه کتابم برای خودم مینوشتم :"میگذره...تو فقط دووم بیار" ....یک جاهایی هم از اشک های تنهایی خیس بود ...وقتی دوباره به آن صفحات میرسیدم با رنگ دیگری مینوشتم "مگه نگفتی میگذره؟؟پس چرا نگذشت؟؟؟؟"فقط خدا میداند که من با چه خون دلی سه ماه تمام حواسم را میکشیدم روی کتاب ها ...نه این که درس خواندن سخت باش...
شهید ابراهیم...
-
تاریخ: 1403/3/3 ساعت: 23:44
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
لرز....
-
تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 11:29
شب جمعه، کربلا بودم ....گوشه ای از حرم را انتخاب کردم و برای خودم یک مداحی گذاشتم ...چادرم را روی صورتم کشیدم و از این دنیا پر کشیدم در آغوشش..... به خودم میگفتم تا میتوانی گریه کن ... این جا گریه راحت تر از نفس کشیدن است حتی ...... اینجا تهران نیست که بغض دستش را از روی گلو برندارد ...... نمیدانم چ...
کَأنّی بِنَفسی واقِفَةً بَینَ یدَیکَ....
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 19:23
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
یا لیل طوّل ساعاتک.....
-
تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 22:47
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
ای سند غربت آل علی...
-
تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 17:11
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
روح من خود را در آغوش تو دید...
-
تاریخ: 1402/4/30 ساعت: 16:04
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
547
-
تاریخ: 1402/4/30 ساعت: 16:04
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
542
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 12:00
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
عمو ...
-
تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 8:43
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور ...
527
-
تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 3:04
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و
التماس دعآ ....
-
تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 3:04
".....کنارهگیر در دنیا، همانند کنارهگیری کوچکننده از آن،و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شدهو همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،از شادمانیاش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد وآبریــــ ـــزانشده و بسته گردد،چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و
1640
-
تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 3:04
مادرم ار اتاق با گریه بیرون دوید .... _زنگ بزنید اورژانس....نمیتونه نفس بکشه .... زانوهایم لرزید .... زار زدم .... گوشت تنم ریخت .... مطمئنم یکی از تار موهای سفیدم، "اینجا" بود که سفید شد..... دویدم تا اورژانس را خبر کنم ....از همان شب بود که آواره ی بیمارستان ها شدیم .......پدرم روی تخت اورژانس خو
آدم حسابی!
-
تاریخ: 1399/12/15 ساعت: 2:44
تا قبل از آن تعریفم از "درد" چیز دیگری بود ....با خودم گفتم کم مانده تا بمیرم ....دراز کشیدم....بالای سرم نشست ...دستش را روی دستم گذاشت ... نمی دانم زیر لب چه دعایی میخواند... فقط آرامش به یکباره به تمام بدنم تزریق شد ...خوابم برد ... !!!!این که همسرت برایت دعا بخواند از بهترین لذت های دنیاست ....گ...
کوچه
-
تاریخ: 1399/9/23 ساعت: 5:41
شب که می شد، مطلب کوچه نیلوبلاگ هایش را باید قدم می زدی...نظم و ترتیبیندارند...گاهی تنگ .. گاهی عریض...تاریک است و کمتر چراغی دارد ...کسی هم نیست....اما هیچ وقت دلگیر نبوده و نیست ... هیچ وقت ترسناک نبوده و نیست..
معنای زنده بودن با تو بودن است...
-
تاریخ: 1399/9/23 ساعت: 5:41
دیروز سالگردمان بود...من می دانم هر چقدر هم بگذرد، طعم شیرین زندگی با تو، تلخ نمی شود ... من هر روز بیشتر دوستت خواهم داشت و هر شب، بیشتر دلواپس از نداشتنت...تو برای من هنوز همانقدر خومطلب است نیلوبلاگنی هستی که اولین بار عکست را دیدم...همانقدر که دلم در کربلا برایت پَر میکشید.....بیشتر....خیلی بیشت...
روزمره...
-
تاریخ: 1399/9/23 ساعت: 5:41
از صبح ندیدمش و تا فردا این ندیدن ادامه دارد...خدا چه قدرتی در خلق محبت در دل بنده هایش دارد که من همین مدت کوتاه را اینطور "دلتنگ" میگذرانم .......حس این که تنها به خانه ی پدرت برگردی و مثل دوسال قبل
قفل
-
تاریخ: 1399/3/21 ساعت: 10:43
وسط راه بود که کفش های همیشه راحتم، انگار شده بود ده کیلو!حس میکردم با هر قدم، پاهایم را به سمت زمین می کشد!زینب گفت من هم همین حس را دارم!کفش هایمان را عوض کردیم!کوله ی من را دادیم ماشین ببرد به مقصد
یا علی...یا محول الاحوال...
-
تاریخ: 1399/3/21 ساعت: 10:43
السلام علیک یا ساقی....من علیک السلام میخواهم ....... تا نباشی زیر بال و پر علی ،تا ننشینی زیر ایوان با اقتدارش،تا باران ِ آسمانش بر سرت نبارد ، تا نبینی شکوه ِ پدرانه اش را ، تا دستش را بر سرت نشکد ،